شنو

سایت خبری موسیقی شنو

شنو

سایت خبری موسیقی شنو

شنو

اطلاع از هر خبر موسیقی با سایت خبری موسیقی شنو

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شنونیوز» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

رقص آرشه کلهر برای «خاتون»

 

رقص آرشه کلهر برای «خاتون»

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شنو، کیاهان کلهر نوازرنده مشهور و نام آشنای کمانچه برای اولین بار به عرصه موسیقی سریال ورود می کند و برای سریال خاتون به کارگردانی تینا پاکروان آهنگسازی می کند. آنونس سریال «خاتون» به نویسندگی و کارگردانی «تینا پاکروان» در حالی پخش شده است که نامِ «کیهان کلهر» (آهنگساز و نوازنده‌ی […]

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شنو، کیاهان کلهر نوازرنده مشهور و نام آشنای کمانچه برای اولین بار به عرصه موسیقی سریال ورود می کند و برای سریال خاتون به کارگردانی تینا پاکروان آهنگسازی می کند.

آنونس سریال «خاتون» به نویسندگی و کارگردانی «تینا پاکروان» در حالی پخش شده است که نامِ «کیهان کلهر» (آهنگساز و نوازنده‌ی برجسته‌ی موسیقی ایران) به عنوان سازنده‌ی موسیقی  آن به چشم می‌خورد. 

کلهر پیش تر برای فیلم های مجبوریم، فصل کرگدن، مستند جاده ابریشم و جوانی بدون جوانی اثری از کاپولا موسیقی ساخته که مورد توجه جهانیان قرار گرفته است.او مشاور موسیقایی انیمیشنِ «روح» اثر پیکسار نیز بوده است؛ این اما نخستین تجربه‌ی او در ساختِ موسیقی برای یک سریال است.

دو اثر کیهان کلهر در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزه گرمی شد. در سال ۲۰۱۷ به همراه گروه راه ابریشم برای آلبوم sing me home برندهٔ جایزهٔ گرمی شد.

سریال خاتون

خاتون سریالی درام، تاریخی و عاشقانه با بازی نگار جواهریان، اشکان خطیبی، میرسعید مولویان، شبنم مقدمی، بابک حمیدیان، رضا بهبودی، ستاره پسیانی، شاهرخ فروتنیان، بهناز جعفری، مهدی قربانی، مهتاب ثروتی و با حضور مهران غفوریان، پیام دهکردی و فرخ نعمتی و با حضور افتخاری عاطفه رضوی، پژمان بازغی، غزل شاکری، قربان نجفی، سروش صحت و باهنرمندی مهران مدیری و نویسندگی و کارگردانی تینا پاکروان و تهیه‌کنندگی علی اسدزاده محصول سال ۱۴۰۰ کشور ایران است.

خاتون اولین سریال تینا پاکروان است و داستان خانواده‌ای را در بستر تاریخ روایت می‌کند. داستانی که از ابتدای شهریور سال ۱۳۲۰ و در دوران جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین آغاز می‌شود و سرنوشت تحولات یک خانواده و یک سرزمین را به تصویر می‌کشد. تاریخ ایران با همه فراز و فرودهایش در زندگی همه ما جریان دارد و خاتون داستان زنی از زنان این سرزمین است که روزی روزگاری در ایران برای زندگی جنگیده‌اند.

سریال خاتون به صورت اختصاصی از نماوا پخش می‌شود.

انتهای پیام/

  • شنو نیوز
  • ۰
  • ۰

«سرود سحر» از زبان خواننده زن افغان

 

«سرود سحر» از زبان خواننده زن افغان

با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان و تصرف شهرهای مختلف، مردم این کشور بعد از دوران کوتاهی آرامش، از ترس این گروه تروریستی دوباره آواره شدند.«غوغا تابان» (خواننده زن افغان)، برای این روزهای افغانستان نوشته: «زمان به‌شکلِ دل‌آزاری می‌گذرد. اکنون آوازم به ساز نیازی ندارد. این صدای مردم است که سرودها را می‌سازد: شب‌های بی‌ترانه نمانه نمانه/بی‌مِهریِ زمانه نمانه نمانه...»

به گزارش خبرگزاری شنو،یک راه پیمایی در شهر مزار شریف خواستار مشارکت زنان در حکومت آینده تحت رهبری طالبان در افغانستان و تضمین برابر حقوق زنان و مردان شدند. این در حالی هست که جنبش طالبان پخش موسیقی و حضور زنان مجری در شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی ولایت قندهار در جنوب افغانستان را ممنوع کرد ، محدودیت‌های سفت و سختی درباره ورزش زنان در این کشور لحاظ کرده است.

اعتراض کنندگان که از جنوب روضه مبارک تا مقام ولایت بلخ در مرکز مزار شریف راه پیمایی کردند، خواستار آزادی و عدالت در حکومت طالبان شدند. معترضان شعار می‌دادند: «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»، «زنان حذف شدنی نیستند»، «شهر تک جنسیتی بوی تعفن دارد»، «کشور بدون زنان، منطقه بی‌زبان»، «انسانیت، نه جنسیت»، «آزادی زنانه حق مسلم ما است».

با تصرف افغانستان توسط نیروهای تروریستی طالبان بیشترین هراس در دل زنان و دختران این سرزمین به وجود آمد. زیرا باید شاهد نابود شدن استعدادهایشان و از بین رفتن آزادی و طبیعی ترین حقوق خود باشند. در همین راستا تابان خواننده زن افغان ترانه زیبایی برای زنان کشورش خواند که در شنو با هم می بینیم

 

 

«سرود سحر»

ترانه‌ای در ستایش حماسه‌ی زنانِ افغانستان است؛ زنانی که با قدرت و جسارت چشم در برابر ظلمت و وحشت دوختند و برای حقوق بنیادین‌شان حق‌خواهی کردند. این اثر برآمد تلاش‌ها و ایده‌های رهایی‌بخش جمع کوچکی از فعالان مستقل زنان افغانستان است که به الزام هم‌بستگی برای تحقق برابری، آزادی و رهایی در سطحی منطقه‌ای و جهانی باور دارند.

ملودی «سرود سحر» برگرفته از پارچه‌ی O Antonis میکیس تئودوراکیس است که علی چوپانی آن را تنظیم کرده. دستِ تک‌تک زنانِ هم‌کار در ساختِ این اثر خاصه زهرا موسوی را برای هم‌اندیشی و هم‌قدمی‌اش می‌فشارم.

  • شنو نیوز
  • ۰
  • ۰

شرح هجران موسیقی ایرانی منتشر شد

 

شرح هجران موسیقی ایرانی منتشر شد

آلبوم «شرح این هجران» با آهنگسازی امیر شریفی و خوانندگی مهدی امامی در ژانر موسیقی کلاسیک ایرانی روانه بازار موسیقی شد.

به گزارش خبرگزاری شنو، امیر شریفی، نوازنده و آهنگساز موسیقی ایرانی درباره انتشار این آلبوم هجران موسیقی ایرانی گفت: اولین قدم‌های ساخت «شرح این هجران» را در سال ۱۳۹۳ برای اجرا در سلسله برنامه‌های «شب ساز ایرانی» برداشتم. یک سال پس از آن قطعاتی به مجموعه افزودم و در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ به همراه گروه، نقش این قطعات را در تالار رودکی به شکلِ سازی اجرا و پس از کنسرت، قطعات در استودیو ضبط شد.

او ادامه داد: پس از گذشت دو سال با تکمیل قطعات و ساخت و پرداختِ آوازهای این مجموعه، در تیرماه ۱۳۹۶ شکل کامل‌شده‌ی این اثر در تالار رودکی به روی صحنه رفت. سرانجام از پس وقفه‌ای سه ساله که به دلیل تعدد فعالیت‌های گروه نقش اجتناب‌ناپذیر می‌نمود آوازهای این مجموعه در فاصله‌ی بین تابستان ۱۳۹۸ تا پاییز ۱۳۹۹ ضبط و سرانجام در زمستان ۱۳۹۹ کار آماده‌ی انتشار شد.

وی افزود: اثر پیش‌رو به لحاظ ساختار فرمال، نظام ایقاعی و نظام مدال، بهره‌مند از امکاناتِ ساختِ قطعات در دو نظام موسیقی قدیم ایران و موسیقی دستگاهی است. از این منظر این اثر همچون آلبوم پیشینِ منتشرشده از گروه نقش با نام «در گیسوی او پیچید» در پی احیاء امکانات موسیقی قدیم ایران و ایجاد پیوندی ظریف و عمیق و حساب‌شده از امکانات یادشده با مبانی اجرایی و دستاوردهای موسیقی دستگاهی ایران است. قطعاتی همچون پیشرو شوشتری، مربعِ شوشتری و بسیطِ شوشتری، مشخصاً ملهم از نظامِ ایقاعی و سیستم فرمال موسیقی قدیم ایران ساخته شده و قطعاتی نظیر تصنیفِ قاجاری در شوشتری، چهارمضراب و رنگِ شوشتری، بی‌شک دنباله‌روِ سبک قاجاری در آهنگسازی موسیقی کلاسیک ایران است. از سوی دیگر تکیه‌ی بسیار زیاد ما در این اثر بر اجرای متناوبِ ساز و آوازهای متر آزاد، به‌وضوح یکی از مهم‌ترین خصیصه‌های موسیقی کلاسیک قاجاری را یادآوری می‌کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه هنر در ادامه گفت: علاوه بر قطعاتِ سازی، در ساز و آوازهای این مجموعه نیز در پی ایجاد ساختاری فرمال بوده‌ایم؛ در این راستا با تکرار بیتی محوری‌ــ که نام این آلبوم نیز از همین بیت اخذ شده است‌ــ در انتهای هر بخش از آوازها، ترجیع‌بندِ فراگیر و تکرارشونده‌ای ایجاد نموده‌ایم که این ترجیع‌بند علاوه بر اعلامِ اختتامِ هر قسمت و ایجاد استقلال برای هر بخش از آوازها، در حکمِ عاملِ ایجادِ وحدت در بین اجزاء متکثرِ آوازهای این اثر است.

شریفی درباره انتخاب اشعار گفت: اشعارِ این نوبتِ موسیقایی، چهل بیت برگرفته از سه ساحت عاطفی و حسی گوناگون شامل: «هجران»، «شوریدگی»، «رهایی»، از میان غزل‌واره‌های مثنویِ معنویِ مولوی برگزیده شده است و سپس با چینشی خاص روایت‌کننده‌ی داستانی پر تلاطم است. این نگاه به جای پرداختن به ابعاد حکمی و تعلیمی در اشعار مثنوی، به دنبال جستجوی تغزل‌های نغز در میان انبوه ابیات مثنوی مولوی بوده است.

وی در پایان گفت: در این آلبوم در ساختِ قطعات و آوازها از شوشتری به عنوانِ مدی محوری بهره برده‌ایم. همان‌طور که می‌دانیم شوشتری در اجراها و تولیدات امروز موسیقی دستگاهی کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. از سوی دیگر در ردیف‌ها، شوشتری به عنوانِ مدِ وابسته‌ای به دستگاه همایون معرفی شده است. انتخاب شوشتری به عنوان مد مبنا و مرکزی در این اثر، به منظور خارج کردن این مد از انزوا و وابستگی به دستگاه همایون و ایجاد استقلالی همه‌جانبه برای این مدِ بسیار زیبا و گسترشِ ترکیباتِ مدال و امکانات این آواز محجور بوده است. از این رو، با توجه به ترکیباتِ مدالِ متنوعی که در این اثر بر مبنای مد شوشتری انجام شده است، دیگر نه با یک آواز وابسته و محدود، بلکه با مجموعه‌ی چندمدیِ وسعت‌یافته‌ای با نام «دستگاه شوشتری» سر و کار داریم. ما پیش از این نیز نظیر این فرایند را در روند ساخت قطعات و ساز و آوازهای آلبوم «برافشان»، با آواز محجور «راک» انجام داده‌ایم.

انتهای پیام /

  • شنو نیوز
  • ۰
  • ۰

کشف و شهود آریا عظیمی نژاد هنگام ساخت موسیقی «پایتخت»

 

کشف و شهود آریا عظیمی نژاد هنگام ساخت موسیقی «پایتخت»

آریا عظیمی نژاد ـ آهنگساز ـ وضعیت کیفی موسیقی فیلم در کشور را منوط به وضعیت ساخت فیلم ها و سریال ها می داند و تاکید می کند: «اگر حال سینما خوب نباشد، موسیقی فیلم هم نمی تواند کارآیی لازم را داشته باشد.»

به گزارش خبرگزاری شنو، این آهنگ‌ساز ایرانی که ساخت موسیقی آثار سینمایی چون «میم مثل مادر»، «طلا و مس» و «فرزند خاک» و سریال هایی همچون «او یک فرشته بود» و «پایتخت» را در کارنامه دارد، درباره موسیقی فیلم، چنین اظهار می کند: «موسیقی فیلم و کلا ساخت فیلم یک کار گروهی است و نمی توان به شکل فردی به آن نگاه کرد.

مجموعه عواملِ یک فیلم، ساختار را به سمتی هدایت می کند که موسیقی هم از آن قاعده مستثنی نیست. اگر همه اجزا کنار هم درست باشند، برآیند خوبی در یک فیلم یا سریال اتفاق می افتد و آنچه ما دنبالش هستیم، یعنی همان «آن»ِ هنری شکل می گیرد اما اگر حال سینما خوب نباشد، موسیقی هم نمی تواند کارآیی لازم را داشته باشد.

آریا عظیمی نژاد

عظیمی نژاد تاکید می کند: وقتی قرار است برای سکانسی موسیقی بسازید که خوب از آب درنیامده است، موزیک خوبی هم نمی توان ساخت؛ چراکه قرار نیست موسیقی معجزه کند.

او در این زمینه به نکته ای اشاره می کند:

«ما در سینما و تلویزیون بیش از اینکه به لحاظ فنی مشکل داشته باشیم، به لحاظ احساسی دچار مشکل هستیم» و توضیح می دهد: وقتی می خواهیم احساسی را از طریق صحنه ای به مخاطب انتقال دهیم که درنیامده است و با یک صحنه واقعی روبه رو نمی شویم، در چنین شرایطی موسیقی هم نمی تواند کارکرد چندانی داشته باشد؛ بهترین موسیقیدان را هم بیاورید، آهنگساز خارجی هم که بیاورید، صحنه درنمی آید. تجربه هایی از این دست بسیار داشته ایم.

کدام کار جذابتر براتون؟

عظیمی نژاد که در برنامه «پرانتز باز» رادیو نمایش صحبت می کرد، در پاسخ به اینکه در کدام کار این حس را داشته است که همه چیز برایش خوب و جذاب بوده است و طبیعتا موسیقی او هم روی اثر نشسته است؟ از فیلم «میم مثل مادر» ساخته زنده یاد رسول ملاقلی پور نام برد.

این آهنگساز یادآور شد:

در «میم مثل مادر» من این تجربه را داشتم. همه چیز دست به دست هم داده بود تا آهنگساز با همه اجزا در این فیلم همراه شود.

او تصریح کرد: گاهی برای ساخت موسیقی یک صحنه، مجبورم چشم هایم را ببندم تا تصویر را نبینم. چون آن صحنه به دلیل دافعه ای که ایجاد می کند، حس من را می گیرد.

گاهی هم خودم را جای شخصیت های فیلم می گذارم و موسیقی در این شرایط جزئی از فیلم می شود.

ولی در بسیاری از فیلم ها بین تصویر و موسیقی فاصله وجود دارد؛ این مساله باعث می شود که شما (آهنگساز) پیوندتان با فیلم قطع شود و در نتیجه کیفیت پایین می آید.

این اتفاق، خیلی اتفاق مهمی است؛ وقتی شما با فیلم همسو می شوید و خودتان را یکی از پرسوناژها می بینید و با او احساس همذات پنداری می کنید، این حالت باعث می شود که موسیقی بهتری در ساختار فیلم یا سریال ساخته شود.

عظیمی نژاد در ادامه با این پرسش مواجه شد که چه حس و حالی دارد وقتی می شنود موسیقی فیلمی که ساخته روی فیلم دیگری بدون اجازه پخش می شود؟ که چنین پاسخ داد: قطعا حس خوشایندی برایم نیست و احساس می کنم آدرس غلطی داده می شود، مگر اینکه این انتخاب درست باشد و در مفاهیم مشترک باشند که البته معمولا کم هم اتفاق می افتد و آدم به لحاظ کپی رایت و … انقدر حرص و جوش می خورد که درست هم نمی تواند در این زمینه قضاوت کند.

این آهنگساز در پاسخ به پرسشی درباره علاقه به موسیقی فولک و اینکه این موسیقی در چیدمان ذهنی اش در کجا قرار می گیرد؟ گفت: من خیلی برای فرم ها و دسته بندی های موسیقی در کار خودم ارزشی قائل نیستم، با اینکه به آن ها علاقه دارم و درباره آنها بسیار مطالعه می کنم اما سعی می کنم در لحظه، آن چیزی که می تواند به لحاظ حسی، حسم را بیان کند، آن را استفاده می کنم.

الان مرزبندی ها از بین رفته است و با هنر آزادانه برخورد می شود.

بر این اساس از هر المانی که می توانم به حسم برسم، استفاده می کنم. البته موسیقی فولک خیلی واقعی است و با زندگی همسو است و لحظات واقعی زندگی ما را پوشش می دهد؛ غم، سوگواری، نغمات کار و … در موسیقی فولک ما وجود دارد و این اجزا باعث می شود که ما احساس کنیم داریم یک فیلم می بینم.

تمام حس هایی که در ساخت موسیقی فیلم به آن نیاز داریم را موسیقی فولکلور پوشش می دهد و با عوامل دیگر می توان نقاط ضعف ها را هم پوشش داد و در کنار هم، اینها مکلمل هم می شوند.

عظیمی نژاد درباره ساخت موسیقی سریال «پایتخت» هم چنین اظهار کرد: ما در «پایتخت» با خانواده ای مواجه هستیم که به شدت واقعی هستند. همه نقاط ضعف و قوت شخصیت ها را دیده ایم.

آدم های «پایتخت» ما به ازای بیرونی دارند و ما در کنارشان زندگی می کنیم. این مهمترین فاکتور در سریال «پایتخت» است که همه چیز به سمت واقع گرایی پیش می رود.

او در ادامه بخش هایی از سریال «پایتخت» را مثال زد و یادآور شد: در موسیقی این سریال به دنبال مفصل های موسیقی مازندرانی با سایر موسیقی ها می گردیم.

برای مثال وقتی داستان ارسطو را در چین دنبال می کنیم پی آن می گردیم که چه وجه اشتراکی بین موسیقی این کشور و مازندران وجود دارد و برای خود من هم این مسیر کشف و شهود است.

عظیمی نژاد در پایان اظهار کرد: من در سریال «پایتخت ۵» به دستاورد عظیمی رسیدم. ما منطقه ای در ترکیه داریم به نام کارادنیز که با کتولی مازندران شباهت بسیار دارد.

بین موسیقی و چهره ساکنان این مناطق هم شباهت بسیار وجود دارد که بسیار برایمان عجیب بود. البته در ساختار و بستر موسیقی هر کدام از این مناطق شاخ و برگ هایی دارد که مختص آن منطقه است و آن را منحصر به فرد کرده است. روی این موضوعات خیلی می شود کار کرد.

«پرانتز باز» کاری از گروه برنامه های مستند و ترکیبی رادیو نمایش است که جمعه، نوزدهم شهریور ماه به تهیه کنندگی مارال دوستی، اجرای نیما رئیسی و با حضور علیرضا بهرامی، فرانک آرتا، نغمه دانش و بابک چمن آرا (کارشناسان برنامه) با موضوع موسیقی فیلم پخش شد.

انتهای پیام/

  • شنو نیوز
  • ۰
  • ۰

صحبت‌های آخرین بازمانده‌ی سرنای خراسان

صحبت‌های آخرین بازمانده‌ی سرنای خراسان

سرنا در دنیای پر زرق و برق امروز سازی رو به فراموشی است. محمد رحمدل‌خواه آخرین بازمانده نسل سرنانوازان خطه شرق خراسان است که دوسالی است خانه‌نشین شده و بیمار است. این هنرمند هفتاد و پنج ساله می‌گوید: سبکی که نسل‌های بعد از ما دارند، سبک ما نخواهد بود؛ چون تعداد زیادی از بزرگان موسیقی و هم نسلان من دیگر در این دنیا زندگی‌ نمی‌کنند فقط آنها بودند که آثار را از بر بودند.

به گزارش خبرگزاری شنو، یکی از موضوعات قابل تامل در حوزه موسیقی نواحی مختلف ایران، فراگیری سینه به سینه است و همین اتفاق بر ارزش و بهای استادان موسیقی شهرهای مختلف کشور می‌افزاید. این در حالی است که اغلب مقام‌های موسیقی هر منطقه به صورت مکتوب نت‌نگاری نشده‌اند و این کاستی قطعا در مدت زمانی نه چندان دور به تحریف و فراموشی آثار با قدمت گذشته می‌انجامد (هرچند برخی همچنان نسبت به نت‌نگاری قطعات مقامی مخالفند و نسبت به آن تعصب دارند). در این میان تنها استادان نسل‌های قبل در جریان جزییات مقام‌ها،‌ روایات، ترانه‌ها و مناسک موسیقی محورند و به جرات می‌توان گفت سینه‌ آنها گنجینه‌ای از «هنر» و «تاریخ» است. با این‌حال به دلیل بی‌توجهی و عدم شناخت درست هنرمندان و پیشکسوتان، بخش زیادی از داشته‌های این افراد همراه با آنها زیر خاک خواهد رفت بی‌آنکه فرصت مکتوب شدن پیدا کند.

محمد رحمدل‌خواه، خنیاگر و آخرین بازمانده سرنا نوازان منطقه شرق خراسان و تربت جام است. آنها که در جریان وضعیت موسیقی در دنیای امروز هستند، می‌دانند که سرنا یکی از سازهای باستانی است که در حال فراموشی‌ست و این حقیقت، ارزش و اهمیت هنرمندانی چون محمد رحمدل‌خواه را صدچندان می‌کند. در مقابل بی‌توجهی به چنین افرادی، بی‌اهمیت انگاشتن هویت و تاریخِ موسیقی و هنر خواهد بود.

 

آیا تنها ساز موسیقی شرق خراسان و تربت جام «دوتار» است؟

اغلب مردم تصورشان این است که تنها ساز با قدمت منطقه خراسان دوتار است، در صورتی که سرنا نیز از جمله‌های سازهای مورد توجه در خراسان از دیرباز بوده است. در کل موسیقی در مناطق مختلف ایران محدود به یک ساز نیست چراکه اقوام مختلف با توجه به ویژگی‌های موسیقی‌شان از برخی سازهای باستانی بهره می‌گیرند و این اتفاق از گذشته مرسوم بوده است تا جایی که برخی سازها به ساز بومی و محلی اقوام بدل شده‌اند. سرنا یکی از همین سازهاست. این ابزار موسیقایی باستانی همواره در استان‌هایی چون کردستان، کرمانشاه، لرستان و سیستان و بلوچستان مرسوم و مورد توجه بوده است. باید یادآور شد فیزیک و ظاهر این ساز بادی در تمام مناطق یک شکل نیست و اقوام بنا به دلایلی در ظاهر و سوراخ‌های آن تغییراتی اعمال کرده‌اند. موردی که معمولا در تمام شهرها یکی است همراهی سرنا با ساز کوبه‌ای دهل است.

محمد رحمدل‌خواه که حال هفتاد و پنج ساله است، مانند تمام هنرمندان نواحی یادگیری موسیقی را از کودکی آغاز کرده است. هنر او به نوازندگی سرنا و حفظ نواهای ساز و دهل خلاصه نمی‌شود بلکه او بر تمام بازی‌های منطقه‌ شرق خراسان نیز اشراف دارد و آنها را از بر است.

رحمدل‌خواه ، آن زمان که سن و سال کمتری داشته و قبل از آنکه بیماری و کهولت سن او را از پا بیندازد، فعالیت گسترده‌ای در جهت شناساندن موسیقی دیارش به مردم ایران و دیگر کشورها داشته و همواره در این زمینه دغدغه‌مند بوده. اما پس از درگذشتِ او (که حال خانه‌نشین است) نسل سرنانوازان شرق خراسان و تربت جام منقرض خواهد شد. عزلت و خانه‌نشینی و عدم توجه به این استاد پیشکسوت بهانه و مناسبتی برای گفتگو با اوست. در خلال گفتگو اجراهایی از محمد رحمدل‌خواه قابل شنیدن و دیدن است.

زندگی‌ام با پولی که وزارت ارشاد می‌دهد، می‌گذرد و دوسال است بیمارم و در خانه افتاده‌ام

استاد محمد رحمدل‌خواه در ابتدای صحبت‌هایش درباره نحوه ورودش به عرصه موسیقی می‌گوید: من موسیقی را از بچگی یاد گرفتم و وقتی موسیقی برایم جدی شد نزد استاد رسول نظری که استاد بزرگی بود رفتم و سرنانوازی را از او یادگرفتم. تا وقتی هم متاهل شوم شاگردش بودم.

 رحمدل‌خواه که در گذشته‌ای نه چندان دور یکی از فعال‌ترین هنرمندان خطه خراسان بوده و علاوه بر حضور در جشنواره‌ها در کشورهایی چون دانمارک،‌ استرالیا، ژاپن،‌ عمان و روسیه به اجرای برنامه پرداخته، حال چندسالی است گوشه انزوا گزیده و دیگر مانند قبل در عرصه موسیقی فعال نیست. او می‌گوید: من هفتاد و پنج ساله‌ام و دیگر مانند قبل جوان نیستم. البته اتفاقی که باعث کم کاری من شده بیماری من است. دو سالی هست در خانه افتاده‌ام و ساز هم نمی‌زنم.

آخرین بازمانده نسل سرنا نوازان شرق خراسان در پاسخ به این سوال که او نیز مانند برخی دیگر از هنرمندان هم‌دیارش در کنار موسیقی به مشاغلی چون کشاورزی و دام‌داری و دیگر امور مشغول است یا خیر، می‌گوید: من شغل دیگری جز موسیقی ندارم و حال که خانه‌نشین شده‌ام منبع هم درآمدی ندارم. حقیقتا با پولی که  وزارت ارشاد به من می‌دهد، امرار معاش می‌کنم. الان هم دوسالی است که مریضی کرونا شرایط را بدتر کرده. دیگر برنامه‌ای برگزار نمی‌شود و تا جایی که می‌دانم، ‌جشنواره‌ها هم مثل قبل نیستند یا شاید هم برگزار نمی‌شوند.

این نوازنده پیشکسوت سرنا درباره چگونگی تامین هزینه‌های زندگی و بیماری‌اش هم اینطور بیان می‌کند که؛ هزینه‌های درمانم را خودم تامین می‌کنم.

 برای آموزش پول نمی‌گیریم

 اغلب استادان موسیقی نواحی به دلیل عشقی که به هنرشان دارند از شاگردانشان پولی دریافت نمی‌کنند. این نوع مواجهه با مقوله آموزش و تدریس در شهرستان‌ها و روستاها باعث شده هنرمندان نواحی از این بخش درآمدی نداشته باشند. محمد رحمدل‌خواه نیز مانند دیگر استادان همواره به تربیت شاگردانی مشغول بوده است. اما درباره وضعیت برگزاری کلاس‌های آموزشی‌اش نیز خبر مسرت بخشی ندارد و می‌گوید: این روزها در بی‌خبری می‌گذرد و کسی از حال کسی آگاه نیست. بیماری باعث شده دیگر نتوانم به تربیت شاگردان بپردازم. کرونا خطرات را خیلی زیاد کرده است. نه فقط جلسه‌ها و کلاس‌ها تعطیل نمی‌شود؛ بلکه آن جمع‌های دوستانه کاری و آموزشی هم برگزار نمی‌شود. البته برخی از شاگردانم که به طور مستمر آموزش دیده‌اند مشغول کار هستند و بعضی از آنها شاگرد هم دارند.

این هنرمند پیشکسوت ادامه می‌دهد: حالا نوجوان‌ها و جوان‌های دیگری برای یادگیری از من سراغ می‌گیرند. این توجه‌ها خوب است اما کلا سبکی که نسل‌های بعد از ما دارند، سبک ما نخواهد بود؛ چون تعداد زیادی از بزرگان موسیقی و هم نسلان من دیگر در این دنیا زندگی‌ نمی‌کنند فقط آنها بودند که آثار را از بر بودند.

خداوند هر صد سال یک یا دونوازنده به هر منطقه موهبت می‌کند

رحمدل‌خواه به توضیحاتش اینطور اضافه می‌کند: اینکه می‌گویم نسل‌های بعد نمی‌توانند آن سبک قدیمی و درست را دنبال کنند به این دلیل است که اغلب آنها آثار قدیمی را بلد نیستند. مثلا اگر بیست قطعه یا مقام داشته باشیم آنها چندتای آنها را می‌توانند بزنند. یا اگر مثلا آهنگی بیست جمله است، نسل‌های امروزی می‌توانند هفت‌، جمله را بنوازند و این آن چیزی نیست که باید باشد. آنها باقی جمله‌ها و آثار نمی‌توانند بنوازند چون واقعیت این است که خداوند هر صد سال یک یا دونوازنده به موسیقی هر منطقه موهبت می‌کند. فکر می‌کنم هنوز در این زمینه قرعه به نام نسل‌های جدید نیفتاده است. برای همین است که می‌گویند باید قدر بزرگان را بدانیم. آنها همیشه در قید حیات نیستند و نبودشان به نفع هنر نیست.

او درباره آثار مکتوب در حوزه موسیقی و سرنای خراسان نیز می‌گوید که، اینطور نیست که هیچ منبعی نباشد. شاید در کتابخانه‌ها آثاری درباره سرنا باشد که مواردی را از من نقل کرده باشد اما آنها به دست خط خودم نیستند.

مسئولان از اوضاعم خبر دارند

دیگر موضوعی که همواره انتقاد و گلایه هنرمندان و هنردوستان را در پی داشته، عدم توجه به مفاخر و بزرگان موسیقی در زمان حیات آنهاست. در ایران روال این است که مسئولان پس از مرگ هنرمندان به یادشان می‌افتند و برای آنها تجلیل می‌گیرند. باید یادآور شد توجه رسانه‌ها و فعالان فرهنگی به بزرگان هنر طی دو سه سال گذشته باعث شده مسئولان ارشاد و انجمن‌ها، بیش از قبل به سراغ اساتید بروند و در جریان حال و روزشان قرار گیرند. این هنرمند می‌گوید: مسئولان در شهر مشهد پیگیر حالم هستند و از حال و روزم خبر دارند و گاهی به من سر می‌زنند. من از آن افراد ممنون و راضی هستم. آنهایی هم که از حالم خبر ندارند، می‌گویند چرا نیستی و کار نمی‌کنی؟!

رحمدل‌خواه یکی از فعال‌ترین هنرمندان موسیقی خراسان بوده است. خودش با اشاره به اینکه هنرمندان خارجی زمانی هنرمندان ایرانی را می‌شناختند،‌ می‌گوید: هدفم از آن همه اجرا این بود که سرنا را بیشتر و بهتر به دنیا معرفی کنم و اگر می‌خواهیم این ساز باستانی از بین نرود باید جوان‌ها هم این مسیر را ادامه دهند. آن زمان که برای برگزاری کنسرت به کشورهای دیگر می‌رفتم هنرمندان خارجی احترام زیادی به من می‌گذاشتند و این یعنی ما توانسته‌ایم سازی مانند سرنا را به غیر ایرانی‌ها هم معرفی کنیم.

بعد هم اضافه می‌کند: با اینکه هنرمندان هم‌نسل من برای معرفی موسیقی و سازهای ایران تلاش کردند، اما اتفاق بدی که در حال رخ دادن است فراموشی ساز سرنا در خراسان و شهرهای دیگر است که باید جلوی آن را گرفت. اگر این ساز باستانی کمرنگ یا فراموش شود بسیار حیف است.

فشار سرنا روی حنجره‌ام اثر کرده، دیگر نمی توانم بنوازم

این هنرمند پیشکسوت با اشاره به اینکه نسبت به قبل وضعیت جسمانی بهتری دارد، درباره نحوه نوازندگی ساز سرنا و دشواری‌های آن اینطور می‌گوید: سرنا نه تنها ساز بلکه موجودی بسیار سخت است. اگر بخواهم درباره سختی‌های ساز سرنا صحبت کنم،‌ دشواری‌ها و مکافات‌هایی زیادی وجود دارد که به توضیح نیاز دارند. سرنا ساز کوچکی است و ظاهر آن باعث می‌شود مردم فکر کنند نواختنش راحت است، در صورتیکه برعکس است. اتفاقا سرنا نسبت به دیگر سازهای بادی سخت‌تر است، چون فشار مستقیم آن در دم و بازدم‌ها مستقیما روی حنجره نوازنده است. فشار سرنا روی حنجره، بعضی نوازندگان را در سنین بالا با مشکل مواجه می‌کند و بیماری‌هایی را در پی دارد. من در دوران فعالیتم خیلی کار کرده‌ام و خیلی سرنا زده‌ام و حالا دو، سه سالی است آن فشارها بر من اثر کرده و باعث شده بیمار شوم.

برخلاف تصور برخی ساختن سرنا کار راحتی نیست

رحمدل‌خواه که یکی از سازندگان ساز سرنا نیز هست، درباره جزییات ساخت این ساز می‌گوید: درست است که سرنا ساز کوچکی است، اما ساخت آن راحت نیست و زمان می‌برد اما خیلی‌ها این را نمی‌دانند. مثلا من همین الان اگر از ساعت هفت صبح بنشیم، تا یک ظهر فقط می‌توانم دو میل (اجزای اصلی سرنا) بسازم! اما آیا این میل‌ها می‌توانند کیفیت خوبی داشته باشند؟ آیا این میل‌ها روی ساز می‌خوانند؟ نمی‌توانند بخوانند؟ که اگر نخوانند باید دوباره روی آنها کار شود، تا درست شوند. این کار سختی‌های خودش را دارد. میل‌ها در آخر باید روی سازها سوار شوند. این موجود کوچک پنج‌تا خزینه دارد، بعد می‌بینی بعضی  هفت، هشت‌تا و نه‌تا سوراخ دارند. مرحله دیگری هست که ساز باید تنظیم شود. بعضی سازه‌ها راحت بدون سختی تنظیم می‌شوند و سازهایی هم داریم که روی آنها کار می‌کنیم و آخر هم تنظیم نمی‌شوند.

این سرنانواز سخنانش را اینطور به پایان می‌برد: ساختن سرنا تنها کاری است که هنوز انجام می‌دهم، اما این کار سودی برای سازنده محسوب نمی‌شود و تنها عشق است که مرا به این کار وامی‌دارد.

انتهای پیام/

  • شنو نیوز